
خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه …
خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی …
خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش
جشن بگیری …
به ادامه مطلب مراجعه کنید
خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر
می کنی به خاطرش زنده ای …
خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی
دوست نداره …
خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون
بگه : دیگه نمی خوامت …
خیلی سخته که دوسش داشته باشی ، اما نتونی باهاش بمونی …
خیلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پایین ، اما
یه دفعه اشک از چشات جاری بشه …
خیلی سخته که وقتی که رفتی تا با پول تو جیبی چند ماهت برای
تولدش کادو بخری با یکی دیگه ببینیش …
خیلی سخته که بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشی حرفش
یه (( ن )) کم داشته …
خیلی سخته که کسی که تموم زندگیت رو به پاش ریختی ،
با بی رحمی تموم تو چشمت نگاه کنه و بگه : دیگه دوست ندارم …
خیلی سخته که یه عمر با خیال یه نفر زندگی کنی ، اما وقتی فهمید
عاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه …
خیلی سخته که دلت رو به کسی خوش کنی که
یه دلخوشی دیگه داره …
خیلی سخته که وقتی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودت ، می ری که
حرف دلتو بهش بگی ، با یه معذرت خواهی کوچیک بگه :
فعلاً سرم شلوغه …
خیلی سخته که همیشه مجبور باشی سخت ترین چیزها رو
تحمل کنی …
|